دیشب خبر رسید که امروز وزیر ارشاد قراراست دانشگاه ما را مزین به قدوم خودشان بنمایند! مجری مراسم هم احسان علیخانی آن هم برای چه مراسمی؟ یادواره شهدای دانشجو!
طبیعتا به خاطر ارضای حس کنجکاوی هم که شده با دوستم قرار گذاشتیم که در مراسم حضور به هم رسانیم!
هنوز وارد دانشگاه نشده، دیدم که بله، جلوی در غلغله است و این یعنی سالن پر شده و امکان ورود نیست! خیلی هم تعجبی نداشت چون سالن ظرفیت بسیار کمی دارد و ظاهرا دوستان گرامی در بسیج هم به خوبی به این موضوع واقف هستند وشاید اصلا عمدی هم در کار بود!
همان دور و ور پرسه می زدم که دیدم از بین بچه ها یک راه باز شد و دوستان دوربین به دست بیرون دویدند و من خوشحال از این که الان چشمم به جمال جناب وزیر روشن می شود داشتم جمعیت را که بیشتر هم دختر بودند نگاه می کردم که ناگهان صدای جیغ و سوت و امثالهم، از بین جمعیت بلند شد و من متعجب این استقبال گرم از وزیر بودم که متاسفانه دیدم به جای وزیر احسان خان تشریف آوردند! جالب اینکه بی توجه به جمعیت و سروصداها با عجله از بین جمعیت عبور کرد و وارد سالن شد و من فقط چشمم را بستم که بیشتر از این شاهد آنچه اتفاق می افتاد نباشم، چشم هایم را بستم و به جای همه ی کسانی که باید خجالت می کشیدند خجالت کشیدم…
با دوستم گوشه ای از حیاط نشستیم و مشغول صحبت شدیم،
تا وقتی که مراسم تمام شد و جناب مجری قصد خروج کردند درحالی که همچنان بچه ها ورودی سالن جمع شده بودند و متاسفم که بگم 95 درصد این جمعیت دختر بودند و این بار باز هم صحنه لحظه ورود تکرار شد و من باز خجالت کشیدم ولی کاش به همین جا بسنده می کردند! کل این جماعت پشت سر جناب مجری از دانشگاه خارج شد!
از دانشگاه که بیرون آمدیم با صحنه بسیار بدتری مواجه شدیم و آن اینکه این جماعت دور ماشین حلقه زده بودند و …
باقی صحنه ها هم برود به میان سه نقطه ها و بگذریم ها و شما فرض کنید هیچ اتفاقی نیفتاده است بعد از سه نقطه!
از عصر تا الان این صحنه ها مدام از ذهنم عبور میکند و من هربار بی اختیار فقط چشمانم را می بندم و لبهایم رو میگزم.
و فقط با خودم تکرار میکنم کاش این همه خود را حقیر جلوه نمی دادید، کاش این همه شان خود را پایین نمی آوردید در مقابل کسی که دیدنش ذره ای ارزش نداشت! حتی می گویم کاش دختر نبودم! ولی نه، کاش شما هم جنس من نبودید که من از دیدن حقارت شما تا این حد احساس حقارت کنم، کاش حداقل چادر به سر نداشتید،
کاش… کاش… کاش…
—————————————
جالب ماجرا اینکه اصلا جناب وزیر تشریف نیاوردند! و نیامدن وزیر ارشاد-رییس اسبق پیام نور- برایم خاطره ای شد به بدی خاطره آمدن وزیر آموزش و پروش -رییس اسبق پیام نور-، دکتر(!) علی احمدی، به دانشگاهمان…
و این حکایت روسای اسبق و وزیرهای فعلی هم حکایتی است که شاید بعدها در موردش نوشتم…