Archive for خیابان نوشت

دخترک بدبخت

دخترکش شیطنت می کند، آرام و قرار ندارد، از سر و کولش بالا می رود. با محبت نگاهش می کند و سعی دارد آرامش کند،
پیرمرد نظاره گر است، آرام به کودک می گوید: «تمام عمرت هم که تلاش کنی نمی توانی ذره ای از محبت مادرت را جبران کنی.» دخترک سرگرم بازی است، گوشش به این حرف ها بدهکار نیست. روسری مادر را می کشد و او سعی دارد چادرش را جلوتر بیاورد.
پیرمرد نگاهی می اندازد از سر افسوس و این بار زیرلب می گوید: «28 سال زندگیمان را به پای دخترک ریختیم، هم وزن زحمتی که برایش کشیدیم پول در کفه دیگر ترازو گذاشتم و خرجش کردم. گوش هایت را باید تیز کنی تا صدایش را بشنوی،
ادامه می دهد چند شب پیش گفت: «زنده و مرده ات برایم فرقی نمی کند… «
جمله تمام نشده، گویی دنیا هم تمام می شود. پیرمرد بغضش را می خورد و لابد جماعت شنونده هم خشم شان را،
به سختی ادامه می دهد آن شب تا صبح خوابم نبرد…

در دلم می گویم اگر دخترک را ببینم حتما… جمله ام نصفه می ماند، نمی دانم چه کنم که وقاحتش را علاج باشد، بیچاره پیرمرد، بیچاره دخترک، دخترک بدبخت!

——————————————-

متاسفانه این داستان واقعی است…

دعوا

صدای بلندشان نگاه همه را به سمتشان بر میگرداند؛ مرد با چهره ای به شدت عصبانی به زن نزدیک میشود و حرف زدنش کم از فریاد زدن ندارد، زن نیز تقریبا مقابله به مثل می کند. ولی با دیدن حالت مرد که کم مانده است دستش را بلند کند و … میشود ضعف را در چهره زن دید که با این حرف ها به خیال خود دارد آخرین تلاشش را برای غالب شدن می کند، شاید تلاشی مذبوحانه…

از دیدن حالت مرد میترسم و حالم بد می شود، چشم هایم را می بندم و سعی می کنم گوش هایم را بگیرم تا کلماتی که بینشان رد و بدل می شود را نشنوم. خدا رو شکر راننده به کمکم می آید و با حرکت ماشین و دور شدن از زن و شوهر چشم هایم را باز می کنم. چهره ام بی اختیار درهم رفته است. جملات یکی پس از دیگری از ذهنم می گذرد:
- از دیدن دعوای زن و شوهرها در خیابان حالم بد می شود،
- از دیدن بد دهنی یک مرد یا زن احساس خفگی می کنم،
- وقتی مردی را می بینم که خون جلوی چشمانش را گرفته و به سمت زنش حمله ور می شود حتی صفت حیوان را هم نمی توانم به او بدهم، دلم به حال حیوان هم می سوزد…
از فرط نفرت نمی توانم جملات را ادامه بدهم و فقط دندان هایم را به هم می فشارم تا شاید کمی از این نفرت کاسته شود.

——————————————————-

با خودم فکر می کنم قطعا یکی از مهم ترین ویژگی های یک همسر مناسب خوش خلقی، مودب بودن و توانایی او در کنترل خشم باشد.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.